close
خرید هاست




captcha


آمار مطالب

کل مطالب : 72
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 36
باردید دیروز : 0
بازدید هفته : 36
بازدید ماه : 41
بازدید سال : 116
بازدید کلی : 116
کیفیت الاحرام

- كيفية الاحرام -
وواجبات الاحرام ثلاثة أمور:
الأمر الأول: النية، ومعنى النية: أن يقصد الاتيان
بما يجب عليه في الحج أو العمرة متقربا به إلى الله تعالى
وفيما إذا لم يعلم المكلف به تفصيلا وجب عليه قصد
الاتيان به اجمالا، واللازم عليه - حينئذ - الأخذ بما
يجب عليه شيئا فشيئا من الرسائل العملية أو ممن يثق به
من المعلمين (١) فلو أحرم من غير قصد بطل احرامه (٢).
ويعتبر في النية أمور:
الأول: القربة كغير الاحرام من العبادات (٣).
____________________
(١) فإن القصد بما يجب عليه من الأعمال والأفعال يتوقف على
معرفته لذلك تفصيلا، أو اجمالا فيجوز له تعلم الأعمال والواجبات
شيئا فشيئا من الرسائل العملية، أو ممن يثق به من العلماء والمرشدين
ولا يجب عليه أن يكون عالما بجميع الأعمال من الأول.
(٢) لأن العمل الصادر من دون قصد - كالعمل الصادر غفلة أو
سهوا - غير اختياري له فلا بد له من القصد إليه ليكون صدوره منه اختياريا،
(٣) لأن الاحرام من العبادات، ولا يتصف العمل بالعبادة إلادرايت و تدبير در مورد نصب حجر اسود
چوان قريش هنوز بيش از سى و پنج سال از عمرش نگذشته بود كه با اختلاف قريش
رو به رو گرديد و فصل اين خصومت به دست با كفايت او خاتمه پذيرفت و اين حادثه
مى رساند كه درايت او در چه حد والايى بوده و نيز نشان مى دهد كه شخصيت او تا چه حد
مورد احترام و توجه بود و همگى به امانت و صداقت او اطمينان داشتند، اين حادثه از
آنجا رخ داد كه سيل مهيب و وحشتناكى از كوههاى بلند مكه به سوى خانه خدا سرازير
گشت، در نتيجه هيچ يك از خانه‌هاى شهر مكه حتى كعبه كه در دره قرار دارد از صدمه
آن مصون نماند و شكافهاى فراوانى در آن پديد آمد، قريش تصميم گرفتند خانه خدا را
تعمير كنند ولى از خراب كردن آن ترس و بيم داشتند، " وليدبن مغيره " نخستين كسى
بود كلنگ به دست گرفت و دور كعبه را خراب كرد در حالى كه بيم و هراس سراسر وجود او
را فرا گرفته بود، مردم مكه در انتظار حادثه اى بودند، ولى چون ديدند كه وليد بن مغيره
مورد خشم بتها قرار نگرفت از اين جهت همگى در تخريب آن شركت كردند، اتفاقا همان
روز سفينه اى از مصر متعلق به يكى بازرگان رومى آمده بود و در نزديكى مكه در بندر
جده در نتيجه طوفان شكست و قريش از جريان آگاه شدند، چند نفر را به جده فرستادند
تا تخته‌هاى كشتى را براى ساختمان كعبه بخرند و كارهاى نجارى را به يك نجار قبطى
كه در مكه سكونت داشت، واگذار نمودند.
ديوار كعبه به اندازه قامت يك انسان بالا آمد و وقت آن فرا رسيد كه حجر اسود را به
جاى خود نصب كنند، در اين هنگام اختلاف در ميان رؤساى قبايل افتاد و دو قبيله " بنى
عبد الدار " و " بنى عدى " پيمان بستند كه نگذارند اين افتخار نصيب ديگران شود و براى
تحكيم پيمان طبق سنت آن روز ظرفى را پر از خون كردند و دستهاى خود را در آن فرو
بردند و در اثر اين پيش آمد كار بنايى پنج شبانه و روز تعطيل شد، كار قريش به جاى
باريكى رسيده بود و دسته‌هاى مختلفى از قريش در مسجد الحرام گرد آمده بودند و در
انتظار حادثه خونينى بودند. بالأخره مرد سالخورده‌اى از قريش به نام " أمية بن مغيره
مخزومى " رؤساى قريش را دور هم جمع كرد و پيشنهاد كرد: " نخستين كسى كه از طرف
صفا وارد شود او را به حكميت بپذيرند " و همگى اين پيشنهاد را قبول كردند، ناگهان جوان رشيد قريش از آن دور وارد مسجد شد، همگى گفتند: اين همان محمد امين است
و ما به حكميت او راضى هستيم او براى فصل خصومت دستور داد پارچه اى را آوردند و
حجر اسود را با دست خود در ميان آن گذارد. سپس فرمود: هر يك از رؤساى چهارگانه ى
مكه، گوشه ى آن را بگيرند. هنگامى كه حجر اسود را نزديك ركن بردند، امين قريش با
دست مبارك خود، سنگ را در جاى خود نصب نمود " (١).
و به اين طريق به مشاجرات قريش كه نزديك بود فتنه اى را بر پا سازد و حوادث
خونينى به بار آورد، خاتمه داد.
على (عليه السلام) تربيت يافته مكتب رسالت
ابن اسحاق، ابن اثير و امين اسلام طبرسى روايت مى كنند كه يكى از نعمت‌هاى
خداوند بر على بن ابيطالب آن بود كه قريش به خشكسالى و قحطى گرفتار شدند و
ابوطالب هم مرد عائله مندى بود، پس محمد (صلى الله عليه وآله) به عموى خويش عباس كه از
ثروتمندان بنى هاشم بود گفت: اى عباس برادرت ابوطالب عيال‌وار است و مردم به اين
قحطى كه مى بينى گرفتارند. بيا تا نزد او برويم و از نظر مساعدت من يكى از فرزندان او را
بگيرم و تو هم يكى ديگر را و آن دو را كفايت كنيم. عباس پذيرفت و هر دو، پيش ابوطالب
رفتند و گفتند ما آمده ايم تا بعضى از فرزندان تو را تا موقعى كه مردم از اين قحطى در
آيند، كفايت نماييم.
ابوطالب گفت: عقيل را براى من بگذاريد و اختيار ديگران با شماست. محمد (صلى الله عليه وآله)،
على (عليه السلام) را برگرفت و همراه خود برد و عباس جعفر را. على پيوسته با محمد بود تا خدايش
به نبوت برانگيخت، در اين هنگام او را پيروى كرد و به وى ايمان آورد.
جعفر همچنان با عباس ماند تا اسلام آورد و از او بى نياز گرديد. (٢)
على (عليه السلام) گويد: " و لقد كان يجاور في كل سنة بحراء، فأراه ولا يراه غيرى "

تعداد بازدید از این مطلب: 1
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


می توانید دیدگاه خود را بنویسید

تعداد صفحات : 7



عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود